كم رويى و راه هاى رفع آن
نشانههاى كمرويى
الف - در كمرويىهاى ناشى از ضعفاراده، شخص دچار بىحوصلگى مىشود.ميلى به شركت در بحثهايى كه حتى به خودوى مربوط مىشود، ندارد. گاهى حتى بهانجام دادن كارهاى روز مره نيز تمايل ندارد.مسائل و مشكلات خود را با فرار از موقعيتو يا با پرخاشگرى حل مىكند. چنين افرادىدر ازدواج با مشكل روبرو مىشوند; چون بهعلت ضعف در تصميمگيرى، عملا" همهكارها را به ديگران محول مىكنند و اجازهدخالت در امور خصوصى خود را به ديگرانمىدهند.
ب) معمولا" افراد كمرو از حرف زدن درجمع وحشت دارند. از شوخى كردن باديگران پرهيز مىكنند و دورى و گوشه گيرىاز مردم را ترجيح مىدهند. فرد كمرواگر شاهد مشاجره و داد و فرياد دو نفرباشند - حتى اگر موضوع به او ربطىنداشته باشد - مضطرب مىشود و ياممكن استبه واسطه ترس و هيجانزياد، حق را به فرد قوىتر بدهد. چنيناشخاصى معمولا" جرات شركت درامتحانات شفاهى، سمينارها وكنفرانسها و بحثهاى كلاسى راندارند.
ج) گاهى فرد براى پنهان كردنضعفهاى شخصيتى و ناتوانىهاىخود در روابط اجتماعى، دستبه يكرشته فعاليتهايى براى اثبات وجودخويشتن مىزند. مثلا" فردى كه هنگامسخن گفتن، به شيوهاى اغراق آميز ازقدرت بيان و نفوذ كلام استفادهمىكند، مىخواهد خود را مهم و برتراز ديگران نشان دهد. حتى مواقعى نيزكه فرد به شيوهاى غير قابل انتظار ازطريق دست انداختن ديگران و يامسخره كردن، سعى دارد خود را بهشكلى تصنعى مطرح كند، احتمالزيادى وجود دارد كه براى جبرانعدم اعتماد به نفس و احساسكمرويى در خود دستبه اين اعمالمىزند.
د) معمولا" در افراد كمرو،هوشيارى و دقت و توجه به حداقلمىرسد. ترس و وحشت فوقالعاده وفشار درونى، عقل و هوش فرد را درهالهاى از ابهام فرو مىبرد.
ه) اين افراد در ابراز عقايد، علايقو احساسات خود دچار مشكلند و دربسيارى از مواقع درخواستها ومخالفتهاى خود را بيان نمىكنند كهطبيعتا اين امر هم فشار درونى را براىآنها به دنبال دارد.
و) نشانه و جلوههاى فيزيولوژيكمانند عرق كردن، خشك شدن بزاقدهان و فرو بردن مكرر آب دهان،انقباض عروق - كه پريدگى رنگصورت را به وجود مىآورند -ناراحتىهاى مهم تكلم و تنفسى ،گرفتگى گلو و ارتعاش انگشتان و ....
علل كمرويى
روان شناسان براى كمرويى عللمختلفى را بر مىشمرند كه از ميان آنهاسه عامل اهميتبيشترى دارند:
۱) ضعف مهارتهاى اجتماعى: اينافراد از دوران كودكى بر خورد وارتباط صحيح با ديگران و مهارتهاىاجتماعى را نياموختهاند و يا در اينموارد ياد گيرى ناقصى دارند. به همينترتيب در طى دوران رشد و بزرگسالىهم در برقرارى ارتباط هاى سالم وسازنده ناتوانند و يا احساس ضعفمىكنند. اما علاوه بر اين نوجوانان وجوانان معمولا" زندانى افكار غيرمنطقى خود هستند كه ضعفبرخوردهاى اجتماعى همراه باانديشههاى نادرست در آنها توليداضطراب مىكند.
۲) افكار غير منطقى: مامىانديشيم، احساس مىكنيم و سپسعمل مىكنيم. اين فرآيندهاى سهگانههر لحظه بر هم اثر مىگذراند و رفتارما را شكل مىدهند. انديشه يا تفكر،اغلب يك گفتگوى درونى است كه درآن، خود، ديگران و موقعيتها را از نظرمىگذرانيم. اما احساس به حالتىمانند خشم و ترس يا غمگينى و ...اطلاق مىشود.
آلبرت آليس - روان شناس معاصر -عقايد و باورهاى انسان را سازندهاحساسات و خصوصيات شخصيتى اومىداند و به همين دليل ديدگاه او درروان شناسى به نظريه عقلانى -عاطفى معروف است. آليس معتقداست كه افكار غير منطقى باعثپاسخهاى هيجانى شديد و رفتارهاىنامطلوب مىشود. در واقع او معتقداست كه انسان پس از يك انديشه غلطو غير منطقى احساس ناخوشايندىپيدا مىكند.
۳) سابقه تنبيه و طرد بخاطررفتارهاى اجتماعى: كودكى كهبه اقتضاى سنش شيطنت مىكند، بااين و آن سخن مىگويد و در هرمجلس و نزد آشنا و غريبه اظهار نظرمىكند، چنانچه مكررا از طرفبزرگترها ملامت، تنبيه و طرد شود،اصولا" در ارتباطهاى اجتماعى دچارمشكل خواهد شد. چنين مكافاتهاىآزار دهندهاى باعث مىشود كهكودك از رفتارهاى اجتماعى دورىكند و عارضه كمرويى در او تقويتشود.
روشهاى پيشنهادى وتوصيههايى براى رفع كمرويى
قبل از بيان روشها ذكر اين نكتهلازم است كه در اين شيوههاى درمانىفرض بر اين است كه كمرويى رفتارىاست آموخته شده و به همين دليلمىتوان آن را با يادگيرى جديدى ازبين برد.
۱) شناخت دقيق خصوصياتفردى: رهايى از بند كمرويى واحساس حقارت آنگاه حاصل خواهدشد كه از طريق درون نگرى وشناسايى احوال خود بتوانيم ذهن را ازخودخواهىها و عقدهها، پاك نموده ودر پرورش عواطف از آزاد انديشى واعتقاد به محبت متقابل و همكارىانسانها يارى جوييم. براى رفع افكارمنفى و ناراحت كننده و همچنين غلبهبر احساسهاى مربوط به عدم تاييدرفتار و عادات از سوى ديگران، بايدروحيه علاقهمندى و انديشيدن بهاوضاع و احوال ديگران را در خودتقويت كنيم و در جهتبسط و توسعهآگاهىها و معلومات و همچنين رفعنقايص خود گام مؤثرى برداريم. براىتصحيح رفتارهاى نامطلوب در هرفرصتى به اعمال نيك و بد خودبينديشيم و بدون آنكه خود را فريبدهيم، سعى كنيم با صداقت وصراحت قضاوتهاى غلط واحساسات منفى و نامعقول خود را بازشناخته، علل و انگيزههاى اصلى آنهارا دريابيم.
۲) توجه به عظمت انسان ورسالتسنگين او: انسان در جهانبينى توحيدى بخصوص مكتباسلام، ارزشها و مسؤوليتهايى دارد كهتوجه به آنها باعث مىشود ازاحساسهاى مخربى مثل حقارت،ناتوانى، نااميدى و منفىگرايى رهاشود و به سوى قلههاى رشد و كمالرو كند. انسان تنها موجودى است كهخودش مىتواند «خويشتن» خود راانتخاب كند كه چه باشد و چگونهباشد; در عين حال در ارتباط با رشد وسازندگى ديگران وظايف انسانىخطيرى به دوش دارد. با توجه به ايننكات اگر ما به هر دليل در چنبرهكمبودهاى روحى، ناراحتيهاى روانىو يا ضعفهاى اخلاقى و عاداتناپسند گرفتار هستيم، بايد براى تغييرآنها بطور جدى اقدام كنيم كه اگر چنيننكنيم به همه ارزشهاى اصيل انسانى وبه عظمت و كرامتخود پشت پازدهايم. براى تغيير حالات منفىمىبايست اين سئوالات را در ذهنمرور كنيم: آيا كمرويى، نوعى ناتوانىو عجز در ابراز تواناييها و ارزشهاىخدادادى نيست؟ آيا فرد كمرومىتواند رسالتسنگين و الهى خودرا در جامعه بشرى به انجام رساند؟!
۳) زدودن افكار غير منطقى ازذهن: در بسيارى موارد كمرويى نتيجهنقص در يادگيرى رفتارهاى صحيحاجتماعى نيست، بلكه پيامد افكار غيرمنطقى است. بازسازى شناختى مبتنىبر نظريه عقلى - عاطفى آليس چنيناست كه: وقتى حادثه فعال كننده (a) براى فرد اتفاق مىافتد، او بر اساسدرونيات خود ممكن است دوبرداشت متفاوت و متضاد از (a) داشته باشد; يكى افكار، عقايد وباورهاى منطقى و عقلانى (rb) (۱) وديگرى عقايد و برداشتهاى غيرعقلانى و غير منطقى (ib) (۲) .
آلبرت آليس معتقد است در حالتىكه فرد تابع افكار و عقايد عقلانى ومنطقى باشد به عواقب منطقى (rc) (۳) دستخواهد يافت و شخصيتسالمى خواهد داشت و در حالتى كهفرد تابع و دسخوش افكار غير منطقىو غير عقلانى قرار گيرد با عواقبغيرمنطقى مواجه خواهد شد. در اينحالت او فردى است مضطرب كهشخصيت ناسالم و ناآرامى دارد. درواقع عواقب و احساسى كه براى فردپيش خواهد آمد به نظام باورهاى (چ)او بستگى دارد.
سلامتى روانى a rb - re - (موقعيت)
اختلال شخصيت ib - ie-
فرض كنيد جوانى قرار است دريك جمع صحبت كند (a) در يكحالت ممكن استيك رشته كرهاىنادرستبسرعت از ذهنش بگذرد; درجمع همه به من با دقت نگاه مىكنند،نمىتوانم مطلب را بخوبى بيان كنم.صدايم خواهد لرزيد، اگر از منسؤالى شود، نمىتوانم پاسخ دهم.همه به من مىخندند، از چشم همهمىافتم و اين يك فاجعه است (ib) .اين افكار باعث اضطراب شديد،خشم و ناراحتىاش مىشود و تصميممىگيرد كه اصلا" در جمع صحبتنكند (ic) !
در حالت ديگر جوان ممكن استاين چنين فكر كند: من مطلب رامطالعه كردم و آماده هستم و چنانچهصدايم بلرزد، مهم نيست; زيرا ايناتفاقى است كه براى همه مىتواند رخدهد. در ضمن همه پله پله نردبانترقى را طى كردهاند. افراد كاملا"موفق هم طبيعتا اين مراحل راگذراندهاند. در عين حال اين آرامش ومضطرب نبودن من است كه مىتواندبه بيان خوب و مسلط من در صحبتبراى جمع منجر شود (rb) . مسلمااين افكار در ذهن فرد موجب مىشوداو تصميمات سالم و سازندهاى رااتخاذ كند (rc) .
فرو رفتن خود در موقعيتبهجاى اجتناب از آن (مبارزه باترسهاى حاصل از فعاليتهاىاجتماعى)
عمدتا آنچه را كه روانشناسان براى درمان يا رفع مسائلى ازقبيل كمرويى، خجالت، ترس واضطراب و ... ذكر مىكنند اين استكه فرد بايد به خود اجازه دهد تا در آنموقعيت قرار گيرد و يا با آن موقعيتمواجه شود تا آن را تجربه كند; چونمعمولا" هر چه فرد از موقعيتى كه ازآن به نحوى نگرانى و اضطراب دارد،بيشتر اجتناب مىكند، وهم و هراس اواز آن موقعيتبيشتر و شديدتر خواهدشد. به اين ترتيب فرد بايد عادتها يارفتارهاى نامطلوب مثل احساس ترسو ناامنى از حضور يافتن در جمع افرادرا با قرار دادن خودش در موقعيتهايىمانند صحبت در جمع، جوشش بااعضاى گروه، شركت در بحثهاىگروهى، آشنا شدن با افراد جديد و ...از بين ببرد. بايد توجه داشت كه هرقدر اين توصيههاى عملى به مرحلهاجرا نرسد، احتمال پايدار ماندن وقوىتر شدن عادات نامطلوب(كمرويى و ...) بيشتر خواهد شد.
+ نوشته شده در ساعت ۷:۲۷ ب.ظ توسط همراز
|